top of page

کتابی جذاب که سال گذشته خواندم

جزیره زنان دریایی، لیسا سی، ترجمه الهام راشدی جز جالب‌ترین کتاب‌هایی است که در 2025 خواندم. کتاب به بخشی‌هایی از تاریخ که چندان هم اطلاعی از آن نداشتم، اشاره دارد.


داستان به مواردی چون اشغال کره توسط ژاپن و پیامدهای دوران اشغال کشور از جمله سرکوب، کشت و کشتار، نفرت‌پراکنی و فقر و ادامه همین روند پس از به اصطلاح آزادی کره توسط نیروهای امریکایی‌ها می‌پردازد. "(تنها تفاوت) این بود که پرچم ژاپن پایین کشیده شده و پرچم امریکا برافراشته شده بود. یک استعمارگر جایگزین استعمارگر دیگر شده بود." ص 189


بارزترین نکته داستان نقش زنان غواص (هینیوها) برای تامین نیازهای خانواده است. هینیوها به طور گروهی در دریا غواصی می‌کنند و با فروش ماهی و نرم‌تنان دریایی شکار شده رزق و روزی خود و خانواده‌شان را تهیه می‌کنند. نحوه شکل‌گیری گروه، نقش رهبر گروه، آموزش به نسل بعدی دختر بچه‌ها و شیوه تقسیم سهم شکار بسیار قابل تامل است. سبک زندگی پایدار هینیوها هم خواندنی است. برای نمونه استفاده از مواد اولیه قابل دسترس چون آهاردادن پارچه در آب خرمالوی نارس که باعث عدم جذب بوی بدن، دفع حشرات و مقاومت و طول عمر پارچه می‌شود. همچنین استفاده بهینه از البسه و دست به دست شدن لباس‌ها و رسیدن آنها از بزرگترها به کوچک‌ترها.


اکثر اتفاقات مهم داستان در جزیره ججو در کره جنوبی می‌افتد. داستان حول محور دوستی دو دختر می‌چرخد که رابطه‌شان از زمان کودکی شکل می‌گیرد و در دوران جوانی و میانسالی دچار تحولات فراوان می‌شود. رابطه‌ای که به گونه‌ای دیگر در دوران پیری جلوه می‌کند. داستان سیر خطی را دنبال نمی‌کند ولی ماجراها چندان با مهارت در پس یکدیگر ردیف شده‌اند که باعث سردرگمی خواننده نمی‌شود. ترجمه هم ساده و روان هست. خواندن این کتاب را توصیه می‌کنم.


شیوه زندگی هینیوها در جامعه‌ای خودکفا که در آن زنان به بافتن لباس از موی حیواناتی چون اسب، زراعت، آوردن آب و هیزم و جمع‌آوری مدفوع حیوانات برای کود مشغولند مرا به یاد زندگی سنتی دو سه نسل قبل از خود در ایران انداخت. شباهت جامعه‌ی به اصطلاح زن‌سالار هینیو‌ها با جامعه‌ی مردسالار که از ایران قدیم می‌دانم، مرا به فکر انداخت. آیا هینیوها در جامعه‌ای زن‌سالار زندگی می‌کردند؟ تفاوت جامعه زن‌سالار و مردسالار در چیست؟ هینیوها نان‌آور خانواده هستند و پول توجیبی به همسرانشان می‌دهند که آنها هم اغلب در شرط‌‌بندی و مشروب‌خواری پول‌ها را بر باد می‌دهند. مردان اجازه ازدواج دوم دارند، بخصوص به بهانه‌ی اینکه همسر اول نتوانسته برایشان فرزند پسر آورد. ازدواج‌ها معملا به سبک سنتی است و همسر دختر را خانواده‌ی او برایش انتخاب می‌کند. مالکیت مزارع به فرزند پسر خانواده می‌رسد. فرزند پسر تنها می‌تواند بعد از مرگ والدین برای ارواح آنها نقش موثری ایفا کند بدون داشتن فرزند پسر نه تنها نام خانواده از بین می‌رود بلکه ارواح رفتگان هم آرامش نخواهند داشت.


عدم حضور فعال مردان در کارها موجه است: "زانوهای مردان برای انجام این کار (وجین علف‌‌های هرز) خیلی سفت و خشک است و به خاطر عدم توانایی‌شان هنگام استفاده از بیل و داس خجالت می‌کشند." ص 64

یا "مردان دست خودشان نیست. آن‌ها کند ذهن و ضعیف هستند و همیشه کارها را به تعویق می‌اندازند." ص 86


در مورد اینکه آیا با یک جامعه زن‌سالار مواجه هستیم، شک دارم. البته که هینیوها در ابتدا دارای استقلال فکری برای تصمیم گیری پیرامون مکان غواصی و شکل‌گیری گروهشان هستند ولی در پایان داستان و با شکل‌گیری انجمن شیلات که مردان بر آن نظارت دارند آنرا نیز به کلی از دست می‌دهند.


خوانش خوش :)




Comments

Rated 0 out of 5 stars.
No ratings yet

Add a rating
bottom of page